دو ماهگی
پسر عزیزم دو روز دیگه دو ماهت تموم می شه
روزها خیلی زود میگذره و شما هر روز تغییر میکنی و من با تموم خستگیم وقتی خوابی میشینم و نگات میکنم میبوسمت و خدا رو به خاطر داشتنت شکر میکنم . اومدم از شما بگم .نیمای خوشگلم دیگه کاملا گردن میگیره وهمش سرش و این ور و اون ور میکنه .علاقه زیادی به لوستر داره وهمش نگاهش میکنه حتی وقتی سمت دیگه میبرمش باز سرش و بر میگردونه و نور و می خواد دنبال کنه .کاملا به صدا عکس العمل نشان میده چند روز پیش وقتی داشت شیر می خورد از صدای جارو برقی بغض کرد .کاملا نگاهم میکنه و وقتی حرکت میکنم سرش رو برمیگردونه و من و با نگاش دنبال میکنه بهم لبخند میزنه و دلبری میکنه و تند تند دست و پا میزنه .دوست داره مدام باهاش حرف بزنم و راش ببرم این کار آرومش میکنه .قاب آینه توجهش و خیلی جلب میکنه وصدای موتور یخچال ارومش میکنه . عاشق روی ماهتم وقتی حمام میکنی اینقدر آرومی و معلوم آب بازی و خیلی دوست داری. پسرم حرفام تمومی نداره ولی خیلی کار دارم باید برم



دو ماهگی
